15 Dec
معنای له در فرهنگ لغت

ارسال شده توسط مدیر

معنی له | لغت‌نامه دهخدامعنی واژهٔ له در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.معنای له در فرهنگ لغت,معنی علیه | لغت‌نامه دهخداعلیه . [ ع َ ل َی ْه ْ ] (ع حرف جر + ضمیر) بر او. بر وی . || ضرر. نقصان . زیان . (ناظم الاطباء). به زیان . - بر علیه ؛ در تداول فارسی معاصر، مقابل بر له ، به جای به زیان و به سود است . و اینکه برخی آن را غلط شمارند (البته در تداول فارسی ) بر اساسی نیست زیرا در فارسی به همین صورت متداول شده است . اما در نثر فصیح ، علیه و بر علیه هیچیک.معنی له و علیه - دیکشنری آنلاین آبادیسآبادیس - معنی له و علیه = له و علیه . [ ل َ هَُ ع َ ل َی ْه ْ ] (ترکیب عطفی ، ق مرکب ) بسود و بزیان کسی. برای او و بر او. به او و بر او.

نقل قول

نظرات درمعنای له در فرهنگ لغت

معنی له - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی له = آبگز، فاسد، لهیده، پاشیده، خرد، شکسته، کوبیده، کوفته، مضمحل.

فـرهنــگ لغــت هــورامــي

فـرهنــگ لغــت هــورامــي - بیایـید همه با هم در تدوين بزرگ‌ترين فرهنــــگ لغــــت هـــــورامي سهيم باشيم. - فـرهنــگ لغــت هــورامــي.

معنی له | لغت‌نامه دهخدا

معنی واژهٔ له در لغت‌نامه دهخدا به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.

معنی له | فرهنگ فارسی معین

معنی واژهٔ له در فرهنگ فارسی معین به فارسی، انگلیسی و عربی از واژه‌یاب.

معنی له - دیکشنری آنلاین آبادیس

آبادیس - معنی له = آبگز، فاسد، لهیده، پاشیده، خرد، شکسته، کوبیده، کوفته، مضمحل.

فرهنگ لغت معین - Apps on Google Play

23 فوریه 2018 . توضیحات فرهنگ لغت جامع معین فرهنگ معین با بیش از 36000 لغت یکی از کامل ترین و بهترین لغت نامه ها در زبان فارسی می باشد. داشتن این لغت نامه به صورتی که همیشه همراه ما باشد یکی از نیازهای ضروری برای ما ایرانی هاست. من به عنوان یک ایرانی وظیفه خود دانستم که این فرهنگ لغت را به رایگان در اختیار همه.

فـرهنــگ لغــت هــورامــي

فـرهنــگ لغــت هــورامــي - بیایـید همه با هم در تدوين بزرگ‌ترين فرهنــــگ لغــــت هـــــورامي سهيم باشيم. - فـرهنــگ لغــت هــورامــي.

کردی-فارسی واژه نامه - Glosbe -- فرهنگ لغت چند زبانه آنلاین

کردی -- فارسی دیکشنری آنلاین در Glosbe. نگاهی به 7613 عبارات و 25602 خاطرات ترجمه. برای رایگان.

دیکشنری آنلاین انگلیسی و فارسی

لغت انگلیسی مورد نظر خود را وارد نمایید. لغت انگلیسی: نمايش لغات مرتبط: فرهنگ لغت فارسي به انگليسي. لغت فارسی مورد نظر خود را وارد نمایید. لغت فارسی: جستجوي کامل: درباره دیکشنری · نسخه بابیلون. Dictionary Stats: Look ups today: 4549 by 1600 users. Look ups yesterday: 12233 by 4196 users. ترجمه | ترجمه انگلیسی.

دریافت

است از لغات و عباراتی که مردم روستاهای اطراف مهاباد در ضمن گفتگو. به کار می برند .. و به جای اینکه ساقهٔ آن هنر باشد به شکل همنشور است یعنی سه سم و. ۱ س. این گیاه در ده « قزلجهٔ بالا» فراوان است . فرهنگ مهاباد «سین. سووچ = Sel-Stic» را تنها به معنی « مثلث » آورده است . . :(baray |la Sar haltivan la maba( به زهی له سهر همه نیو ان لامه به.

فرهنگ نام فارسی - ژیکال

ناشناس. دوشنبه 1 شهریور 1395 - 16:49. 2 2. بزرگوار لغتی که می فرمایید ژیکه له به معنی کوچولوی دوست داشتنی است . ژیکال لغتی کاملا من در آوردی و بی معنی است که متاسفانه بعضی ندانسته آنرا به جای ژیکه له استعمال میکنند که اشتباه بوده و در هیچ قاموسی نمی گنجد. پاسخ گزارش ناشناس.

واژه شناسی اطّالعات ارائه شده در اين قسمت در انتهای هر درس از کتاب معل

می گريند؛ امّا رشايط آن را ندارند و معروف ترين آنها عبارت اند از کلامتی که معنای جمع. دارند؛ مانند »أولو« و »عالَمونَ « و »اعداد عقود« مانند . تَتَلْمَذَ لِفُالنٍ أَوْ عِندَهُ صارَ تلمیذاً لَهُ. دِراسَ ـة و دَرْس. دَرَسَ الثَّوبَ : جامه را کهنه کرد. .. در زبان فارسی »خطايا« به معنای »اشتبا هات« است، ولی در فرهنگ لغت عربی 99. »گنا هان« معنا شده است. در گويش عاميانه به.

معنای له در فرهنگ لغت,

معنی واژه کلاله

«یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّهُ یُفْتیکُمْ فِی الْکَلالَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَها نِصْفُ ما تَرَکَ وَ هُوَ یَرِثُها إِنْ لَمْ یَکُنْ لَها وَلَدٌ فَإِنْ کانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثانِ مِمّا تَرَکَ وَ إِنْ کانُوا إِخْوَةً رِجالاً وَ نِساءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ اْلأُنْثَیَیْنِ» [iii]. «از تو (در باره ارث خواهران و برادران) سؤال می کنند، بگو: خداوند، حکم کلاله (خواهر و برادر) را برای شما بیان می کند: اگر.

پشتون یا افغان کیسـت؟ (ترجمه) - خراسان زمین

پشتون یا افغان کیسـت؟ (ترجمه). ١٣ جوزا (خرداد) ١٣٨٦. یادداشت: گرچه این نوشته را چندین سال پیش جناب داکتر معصومی برای تارنمای خراسان زمین ترجمه نموده بودند که در . كه څه هم په سياسي لحاظه د عبدالرحمن خان دحكومت له اواخرو نه چي تقريپاً ۹۵ كاله كيږي د افغان او افغانستان كلمه به رسمي ډول تبليغ شويدي. ... افغان لغت‌نامه دهخدا افغان .

تمدن چیست و متمدن کیست؟ (قسمت اول و دوم) - نن ټکی اسیا

27 مه 2014 . علامه دهخدا در مورد معنی تمدن مي نويسد : “تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت” ؛ ولي با توجه به ديگر لغت نامه ها، تمدن را به “در شهر بود باش كردن و انتظام شهر نمودن و اجتماع اهل حرفه” ، “اقامت در شهر”، “شهرنشيني” و “مجازا تربيت و ادب” معني كرده است . در زبان عربي، در كنار اصطلاح تمدن،.

عربی-فارسی دیکشنر - قاموس عربي-فارسي on the App Store

Read reviews, compare customer ratings, see screenshots, and learn more about عربی-فارسی دیکشنر - قاموس عربي-فارسي. Download عربی-فارسی دیکشنر - قاموس عربي-فارسي and enjoy it on your iPhone, iPad, and iPod touch.

توحید - دانشنامه‌ی اسلامی

«توحید» در لغت[ویرایش]. واژه «توحید» مصدر باب «تفعیل» و به معنای «یگانه دانستن» است. ریشه این کلمه «وحد» و به معنای انفراد است و از این رو «واحد» به چیزی اطلاق می شود که جزء ندارد.

فرهنگ واژگان انگلیسی به فارسی

persian to english , english to english and perisan to persian dictionary.

توحید - دانشنامه‌ی اسلامی

«توحید» در لغت[ویرایش]. واژه «توحید» مصدر باب «تفعیل» و به معنای «یگانه دانستن» است. ریشه این کلمه «وحد» و به معنای انفراد است و از این رو «واحد» به چیزی اطلاق می شود که جزء ندارد.

معنای له در فرهنگ لغت,

واژه نامۀ حقوقی - دارالترجمه رسمی شکیبا

استرداد: در لغت به معنی باز پس گرفتن است. . اعیان: جمع کلمه عین است و عین به معنی مالی است که دارای جرم و ابعاد است اعیان در مقابل منافع و حقوق استعمال می‌شود. . می‌شوند که زمان انجام آن یا حال است (بنا به تقاضای متعهد له معینی شخصی که به نفع او تعهد شده است) یا مؤجل است (زمان معینی برای الزام به انجام آن در نظر گرفته شده است).

معنای له در فرهنگ لغت,

امکان فقری؛ جامع‌ترین معنا در آیة 15 از سورة فاطر - پژوهشنامه معارف قرآنی

«فقر» در اکثر کتاب‌های اهل لغت، به معنی «حاجت» و «نیاز» آمده است و «فقیر» یعنی کسی که حاجتمند و نیازمند است و احتیاج را از آن رو، فقر گفته‌اند که آن به منزلة . فِی أُمُورٍ ثَلاَثَةِ؛ فِی ذَاتِهِ وَ فِی هَیِئَاتٍ مُتَمَکِّنَةٍ مِن ذَاتِهِ وَ فِی هَیئَةٍ کَمَالِیَّةٍ إِضَافِیَّةٍ لِذَاتِهِ فَمَن احتَاجَ إِلَی شَیءٍ آخَرٍ خَارِجٍ عَنهُ حَتَّی یُتِمَّ لَهُ ذَاتُهُ أَو حَالٌ مُتَمَکِّنَةٌ مِن ذَاتِهِ مِثل شَکلٍ أَو حُسنٍ أَو غَیرِ.

Pre:پردازش طلا سرباره روش آهن
Next:موج شکن موبایل قبرستان